ویار

زن دایی، ویار دوغ و کلانه[1] گرفته بودش. گفتم باشه من می­رم پیاز و دوغ پیدا می کنم. به زور یه اسکناس چپوند توی مشتم. هر چی نگاه کردم نفهمیدم ...

چرا فیسبوک را ترک کردم؟

به اینکه برخی با خود چه فکری در این باره می­کنند کاری ندارم. من دلیل خودم را ارائه می­دهم. بنده فکر می­کنم کسانی که خشونت را در فضاهای عمومی به ...

!فعال فیسبوکی

یک روز در مجلسی نشسته بودیم و چندنفری برای انجام مراسمی در حال تبادل پیشنهاد و نظر بودیم. قرار بود سمیناری برگزار شود، اما مشکل سخنران داشتیم. یکی از حاضرین ...

داستان

گودال

فرمت پی دی اف داستان زن و مرد جوانی، زن و مرد ...

شامبغ نومغو یک

شامبغ نومغو یک[۱] بیا بریم یه کم قدم بزنیم. چرا همه­ ش ...

ترشیدم، ترشیدی، ترشید

می­گفت باید لیسانسه باشه. گفتیم حالا نمی­شه خانم باشه، خوشگل باشه، ولی ...

Latest News

مقتولین بلوار روبرت شومن

پلاک 55، بلوار روبرت شومن[1]، غروب اولین یکشنبه[2] بهار، مردی دو دختر و همسرش را به ضرب چند گلوله از پای درآورد. یک سال بعد، همکلاسی دخترها جلو درب منزل آنها جمع شدند و روی درب گلهای کاغدی چسباندند و از همکلاسیهایشان یادی کردند. اتوبوسها رد می­شدند و هم محله­ای ها از شیشه اتوبوس جمعیت [...]

Continue Reading

Why Our Brains Love Origins

Perhaps it’s Adam and Eve and the quest for knowledge, the apple a symbol of new discovery, with subtle undertones of lust for ever-growing innovation. Or maybe, Isaac Newton, sitting under an apple tree when the apocryphal falling fruit prompted his theory of gravity. Or maybe, it’s another story entirely: that of Alan Turing, the [...]

Continue Reading

پری ها هم پرواز می کنند

Photo by Google فرمت پی دی اف داستان پری¬ها هم پرواز می کنند نارین محمدی می خواستم پری رو نجات بدم. شهر خلوت بود. می شد ار هجوم مردمی که ممکن بود با پدر مادرش همکاری کنن در امان موند. دستش توی دستم بود. رفته بودیم روی پشت بام ساختمون چهار طبقه تآمین اجتماعی. پدر [...]

Continue Reading

به یاد “پیتی” نازنینمان

خواب پیتی رو دیدم. مرد، همونطوری که مرد ولی این بار زنده شد. بغلش کردم و دست و صورتشو شستم. پیتی! پیتی نازنینم. همه ش نه ماه داشت. دکترای اونجا مذهبی بودن و سگ رو نجس می دونستن. برای همین، طوری درمان می کردن که سگها بمیرن. پیتی پریود شده بود و همه ش بالا [...]

Continue Reading

زندگی دوباره

مادربزرگ آرمیده بود، مثل نوزادی او را در تابوتی خوابانده بودند. صورتش اما پیدا بود.  او را آوردند اتاق بالایی، من و دختر خاله بالای سرش ماندیم. برعکس دفعه پیش که نبودیم و با شنیدن خبر مرگش خندیدیم، اینبار با کلی احساس وظیفه کنار تن آرام گرفته اش نشستیم و به چهره­ معصومانه­اش خیره شدیم. [...]

Continue Reading

Les Oiseaux d’Hitchcock

1. ANALYSE Comme les derniers grands films de Hitchcock (Vertigo, La Mort aux trousses et Psychose), Les Oiseaux se range d’emblée dans la catégorie des œuvres qui innovent, réjouissent ou dérangent, mais ne s’oublient pas. Ce film propose un double regard : d’une part, sur l’être humain dans sa difficulté à vivre, comme l’a souvent montré [...]

Continue Reading

I forgot my body!

Come, come, come! I am ready I was ready I want to read this story I want forget that dream Come, come, come! I want to imagine of life I don’t remember my hands I don’t remember my body! Com, come, come! Touch me, do you feel me? did he feel me? Ah! And he [...]

Continue Reading

8march

Today, like all years, all of activist are busy, in university is many statement for inviting the people to demonstration of 8 march. Yesterday I was visiting a friends home. The home consists of two traditional families . The women are working at home and the men outside. All of them are tired all of [...]

Continue Reading

عجب دردی دارد! تغییر را می گویم

قبل از هر چیز از دوستانی که طی این چند روز با فرستادن پیام و از طریق تلفن و اسکایپ و یاهو پشتیبانی خود را از حرکت من و همسرم ابراز داشته¬اند صمیمانه سپاسگذارم. این تماسها برای من نشان از امیدی بود به تغییراتی که در ذهن هم نسلانم انتظار می رفت. خوشبختانه فضاهای موجود [...]

Continue Reading

Protected: !زیر چکمه های تحقیر

There is no excerpt because this is a protected post.

Continue Reading

will it be continued?

Continue Reading

زنی در ذهنم تو را سرک می کشد

فایل صوتی شعر

زنهایی در مغزم

تو را رژه می روند

من چه کنم که زنم؟

***

Continue Reading

Hitchens changed the concept of death

By: Frida-Narin The death of a he really depressed me. Christopher Hitchens: He was an author and journalist, litterateur critic, masterful rhetorician , fearless atheist and fiery wit that he died 15 December 2011 at the age of 62. Christopher Hitchens was the one who his presence on earth and in this world was very [...]

Continue Reading

کودکیهایم را با خود آورده بود- برای کوسار فتاحی

موقع خداحافظی دلم بدجوری گرفت. انگار بخشی از خاطرات زنده شده¬م باز از من کنده می¬شد. جلو گریه بیخودم رو گرفتم اما گفتن این حرفش که هر مشکلی داشتی بهم خبر بده، به این بغض معنا بخشید. خنده¬هاش همون خنده¬ها بود، هیچ فرقی نکرده بود، ژست ایستادنش همان بود و دستهاش که همیشه در جیب [...]

Continue Reading